الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

93

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

9 - اين دسته از آيات ، سخن كسانى را كه براى خدا شريك قائل شده و يا مدّعى معبودى غير از او بوده‌اند ، مردود مىداند مانند آيهء شريفهء أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ ؛ « 1 » آيا معبود ديگرى با خداست ؟ و ( هل خالق غير الله ؛ ) « 2 » آيا آفريدگارى غير از خدا وجود دارد و أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ ، « 3 » آيا شما آن را آفريده‌ايد يا ما آفريدگار هستيم ؟ و ديگر آياتى كه استناد به آن‌ها براى اهل دقت روشن است . 10 - آيات شريفه‌اى كه بر نكوهش مردم دلالت دارد و به آنان نسبت نقص و ضعف مىدهد نظير آيهء شريفهء : خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِيفاً ؛ « 4 » انسان ، ضعيف آفريده شده و إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ ؛ « 5 » به راستى انسان‌ها همه در زيانند و ديگر آياتى كه تقريب آن‌ها گذشت . 11 - آياتى كه بر عموم قدرت و علم الهى دلالت دارد مانند آيهء شريفه : أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ؛ « 6 » به راستى خداوند بر هرچيزى قادر و تواناست و إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ؛ « 7 » به راستى خداوند بر هرچيزى آگاه است و أَنَّ اللَّهَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ؛ « 8 » به راستى خداوند بر همهء غيب‌ها آگاهى دارد و آياتى از اين دست . بنابراين ، در صورت قائل بودن به حلول و اتحاد ، يا خداوند ( نعوذ بالله ) جاهل و ناتوان مىشود و يا عارف در عموم قدرت و علم و دانش الهى ، با خدا مساوى تلقّى مىگردد و هردو باطل‌اند ، بدين‌سان اعتقاد به حلول و اتّحاد نيز محكوم به بطلان است . 12 - آياتى كه مرگ و خواب را براى خداوند محال مىداند نظير آيهء شريفهء : الْحَيِّ الَّذِي لا يَمُوتُ ؛ « 9 » خداى زنده‌اى كه هيچ‌گاه نمىميرد و نيز لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ ؛ « 10 » هيچ‌گاه خواب سبك و سنگينى او را فرانمىگيرد و آياتى از اين قبيل ، در صورتى كه مرگ و خواب براى عارفان حتمى و درمورد خداوند ، قطعا محال است .

--> ( 1 ) . نمل ، آيهء 60 . ( 2 ) . فاطر ، آيهء 3 . ( 3 ) . واقعه ، آيهء 59 . ( 4 ) . نساء ، آيهء 28 . ( 5 ) . عصر ، آيهء 2 . ( 6 ) . بقره ، آيهء 106 . ( 7 ) . عنكبوت ، آيهء 62 . ( 8 ) . توبه ، آيهء 78 . ( 9 ) . فرقان ، آيهء 58 . ( 10 ) . بقره ، آيهء 256 .